مفهوم بیداری اسلامی و ریشه های آن از نگاه مقام معظم رهبری

مفهوم بیداری اسلامی و ریشه های آن از نگاه مقام معظم رهبری

چکیده:
تحولات گسترده سیاسی و اجتماعی که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا رخ داده و ابعاد آن به صورت روز افزون در حال گسترش است ریشه در واقعیات تاریخی، تمدنی، فرهنگی و اجتماعی این منطقه دارد که در حال حاضر در قالب طیفی از تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز تا درگیری ها و مبارزات مسلحانه از شمال آفریقا تا جنوب خلیج فارس را در برگرفته است.
عنوان بیداری اسلامی مفهومی است که بنا به ملاحضات تاریخی،فرهنگی و هویتی بهتر میتواند حوادث و رخدادهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را تحلیل و تبیین نماید،از میان رهیافتهای سیاسی نیز نظریه سازه انگاری به دلیل توجه ویژه به فرهنگ،هویت و تعاملات بین اذهانی به صورت جامع تری قادراست تحولات این منطقه را تحلیل و بررسی کند.
پژوهش حاضر ریشه های تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا را در دو گروهِ عواملِ درونزا ،یعنی”مسائلی” همچون شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی، احساس سرخوردگی ، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی، تلاش شخصیتهای بزرگ فکری و جهادی و جریان ساز اسلامی و عواملِ برونزا یعنی “حوادثی” از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران، استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه، بحران فلسطین و وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی از نگاه مقام معظم رهبری مورد بررسی قرار میدهد.

واژه های کلیدی:بیداری اسلامی، آیت الله خامنه ای، هویت اسلامی، انقلاب اسلامی ایران، بحران فلسطین، استعمار و قدرتهای غربی، شخصیتهای فکری،جهادی و جریانساز اسلامی

مقدمه
تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی ریشه در واقعیات تاریخی، تمدنی و فرهنگی دارند، این مساله در دنیای اسلام و خصوصا منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل برخورداری از سابقه تمدنی و هویت اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این منطقه علاوه بر آنکه محل تلاقی تمدنهای کهن باستانی و ادیان بزرگ توحیدی می‌باشد به دلیل مسائل ژئواستراتژیک، ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک و مساله انرژی از دیرباز کانون تحولات و توجهات قدرتهای بزرگ بوده است.
آنچه امروز پهنه وسیعی از خاورمیانه و شمال آفریقا را در برگرفته و با عنوان بیداری اسلامی از آن یاد میشود بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب،حوادثی بریده از ریشه‌های تاریخی و زمینه های اجتماعی، فرهنگی و فکری نیستند. لذا بررسی و ارائه تحلیل صحیح از رخدادهای اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا مستلزم مطالعه دقیق تاریخ تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این منطقه خصوصا در قرن اخیر است. برخی از اندیشمندان رخدادهای کنونی را حاصل شکافهایی میدانند که قدمت آنها به چند قرن پیش باز میگردد.
با توجه به مباحث فوق به نظر می‌رسد از میان رویکردهای سیاسی موجود، رهیافت «سازه‌انگاری» از قابلیت بیشتری برای تحلیل و تبیین تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برخوردار است، چه آنکه رویکردهای لیبرالیستی و رئالیستی و شئون مختلف آنها اگر چه برای تحلیل برخی از رخدادهای جهانی مناسب به نظر می رسند اما به دلیل نقش برجسته مفاهیمی همچون هویت، فرهنگ، ایدئولوژی، تاریخ و تمدن و تاثیر آنها در تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و توجه ویژه رویکرد سازه ‌نگاری به این مفاهیم،به نظر می رسد این روش، رهیافتی مناسب برای تحلیل صحیح رخدادهای منطقه باشد.
پژوهش حاضر که از روش کتابخانه‌ای و با رویکرد تحلیلی-تاریخی نگاشته شده است، سعی دارد به بررسی ریشه‌های تحولاتِ اخیرِ خاورمیانه و شمال آفریقا از منظر مقام معظم رهبری بپردازد به همین لحاظ علاوه بر بررسی سخنرانی‌های معظم له طی ۲۲سال رهبری ایشان، کتابها، مقالات و سایتهای فارسی و غیر فارسی متعددی مورد بررسی قرار گرفته اند.
ریشه‌های بیداری اسلامی از منظر مقام معظم رهبری را به چند روش میتوان مورد بررسی قرار داد؛ که از آن جمله میتوان به تقسیم‌بندیِ مبتنی بر عوامل سیاسی، فرهنگی،تاریخی و…غیره اشاره کرد، همچنین می‌توان آنها را به علل و عوامل طولانی مدت (تاریخی)، میان مدت(معاصر) و کوتاه مدت(جاری) تفکیک کرد، علاوه بر این می توان آنها را به دو دسته عوامل ارزشی- هویتی و محیطی- تاریخی نیز تقسیم بندی کرد. با وجود نقاط مثبتی که هر یک از تقسیم بندی های ذکر شده از آن برخوردار می باشند، نگارنده، بنابر دلایلی از جمله تداخل موضوعی و هم پوشانی تقسیم بندی های فوق، پژوهش حاضر را برحسب عوامل و ریشه های درونزا و برون زای بیداری اسلامی مورد مطالعه قرار داده است.
منظور از عوامل درون زا عواملی هستند که با فردِ انسانی و خود و ناخودآگاه انسانِ مسلمان در ارتباط بوده و طی فرایندی از نسلهای گذشته به او منتقل شده است و ماهیت حادث شدن(مثل وقوع یک انقلاب)را ندارد بلکه از انباشت اندیشه‌ها، خاطرات تاریخی، هویت ها و آرمانها تشکیل می گردد و مراد از عوامل برون زا حوادثی هستند که از خارج از فرد و اندیشه‌ی او نشات می گیرد و یک حادثه مشخص می تواند آن را ایجاد کند.ناگفته نماند که برخی از مسائل همچون بحران فلسطین، وقوع انقلاب اسلامی ایران و شکست الگوهای غیر اسلامی با وجود آنکه تحت عنوان یکی از عوامل درون یا برونزا مورد بررسی قرار گرفته اند اما به دلیل برخورداری همزمان از بُعد تاریخی و هویتی ، قابلیت بررسی ذیل عنوان مجزای درون- برون زا را نیز داشته‌اند که نگارنده به جهت اجتناب از پراکندگی پژوهش از آن خود داری کرده و تنها با بیان توضیحات فوق،ترکیب آنرا به عهده مخاطب گذاشته است.
در نوشتار حاضر مواردی همچون شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی، احساس سرخوردگی ، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی، تلاش شخصیتهای بزرگ فکری و جهادی و جریان ساز اسلامی ذیلِ عنوان عوامل درون‌زا مورد کنکاش قرار گرفته اند و مواردی از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران، استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه، بحران فلسطین و وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی تحت عنوان ریشه های برون زای بیداری اسلامی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه ای مورد بررسی قرار گرفته اند.
پژوهش پیش رو تلاش دارد تا ضمن پاسخ به سوال اصلی این نوشتار یعنی “دلایل و ریشه های درونزا و برونزای بیداری اسلامی از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای چیست”، و سوالات فرعی از جمله اینکه هویت اسلامی مردم منطقه و تحقیر های وارده از سوی استعمار و حکومتهای دست نشانده چه تاثیری بر نزج و رشد قیامهای اسلامی اخیر داشته است، بحران فلسطین و وقوع انقلاب اسلامی چه نقشی در استمرار جریانهای اسلامی داشته اند، قدرتهای مداخله گر به چه میزان موجبات تسریع روند اسلام گرائی و احساسات ضد غربی-ضد صهیونیستی را فراهم آورده اند و اینکه بین حکومتهای دست نشانده غیر مردمی، تجمیع سرخوردگی ها و نهایتا تلاش برای بازگشت به هویت اسلامی چه پیوندی وجود دارد، مورد بررسی قرار گیرد.

بیداری اسلامی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری
فلسفه سیاسی حضرت آیت الله خامنه ای، تاملاتی عقلانی است که ریشه در مبانی و بنیادهای معرفت دینی ایشان دارد که دو ویژگی بارز آن عبارتند از تلخیص از منابع دینی و سیره رسول الله (ص)و اهل بیت علیه السلام و دوم جنبه پاسخگوئی به مسائل عینی جامعه [۱]، مقام معظم رهبری در بُعد فلسفی ازجمله فیلسوفان غایت گرائی هستند که مفاهیمی همچون سعادت و کمال اخروی،حیات طیبه و هدایت، اساس فلسفه سیاسی ایشان را تشکیل می دهند. از نگاه معظم له هیچ مقوله ای اگر به موارد مذکور منتهی نشود اصالت ندارد و حتی مباحثی همچون عدالت خواهی و مبارزه با استکبار نیز در صورتی مورد تائید هستند که در مسیر رسیدن به حیات طیبه و علی الله باشند[۲] .
مقام معظم رهبری در تعریف مفوم سیاست معتقدند که تدبیر(سیاست)با وصف اسلامی صرفاً بر مدار حیات مادی و هدف و انگیزه‌های ظاهری در محدوده انتظار بشر و در عرصه رقابت برای تحصیل قدرت نیست، بلکه سخن از جلب رضایت خدا و ادای تکلیف، تحقق حیات طیبه، نیل به سعادت ابدی و رسیدن به کمال است[۳].
ایشان در مورد اهمیت به کار بردن واژه‌ها و مفاهیم مناسب و جامع برای توضیح و تحلیل صحیح مسائل و تحولات می‌فرمایند: یکی از چیزهائی که در هر حرکت عمومی و در هر نهضت لازم است، این است که بر اساس تفکرات و مبانی پایه‌ای این نهضت و این جریان، هم بایستی واژه‌سازی بشود، هم بایستی نهادسازی بشود. وقتی یک فکر جدید – مثل فکر حکومت اسلامی و نظام اسلامی و بیداری اسلامی – مطرح می شود، مفاهیم جدیدی را در جامعه القاء می کند؛ لذا این حرکت و این نهضت باید واژه‌های متناسب خودش را دارا باشد؛ اگر از واژه‌های بیگانه وام گرفته شود، فضا آشفته خواهد شد، مطلب ناگفته خواهد ماند[۴].
بیداری اسلامی در اندیشه سیاسی حضرت آیت الله خامنه ای مفهومی جدید محسوب نمی گردد و ماحصل تحولات اخیر نمی باشد، معظم له پیش از این در سخنان خود بارها این واژه را تکرار کرده اند. بیداری اسلامی به صورت موجز و مختصر در نگاه مقام معظم رهبری عبارت است از، ایجاد یک حالت برانگیختگی و آگاهی ای در امت اسلامی که به تحولات و دگرگونی های بیرونی منجر میشود [۵]. در نگاه ایشان سخن از بیداری اسلامی سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ بلکه این مفهوم به معنای یک واقعیت خارجیِ مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهای بزرگی را پدید آورده و مهره‌های خطرناکی از جبهه‌ی دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است [۶].

۱- عوامل درونزای بیداری اسلامی
۱-۱: شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی
موج اسلام خواهی که ذیل عوامل درون زای بیداری اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد با مساله شکست الگوهای غیر اسلامی و بحران هویت در میان مسلمانان خصوصاً پس از احساس تحقیر ناشی از مساله اشغال فلسطین و شکستهای پیاپی حکومتهای عرب از رژیم صهیونیستی(به عنوان عامل برون زا)ارتباط منطقیِ موثری دارد.
زوال فزاینده امپراطوریهایِ اسلامیِ عثمانی و ایران، باعث ظهور ایدئولوژی های ناسیونالیستی رقیبی شد که هویت نژادی و زبانی داشتند، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا سه نوع ناسیونالیسم ترکی،ایرانی و عربی به جای امت اسلامی ظهور کرد[۷].
هر سه الگو که با اصول سکولاریسم، لائیسم، ملی‌گرائی و شوئینیسم افراطی، شبه‌مارکسیسم و تفاسیر سوسیالیستی از اسلام در هم آمیخته و آتاتورک، سلسله پهلوی و جمال عبدالناصر در ترکیه، ایران و مصر داعیه‌دار آن بودند در طول زمان نارسائی خود را در اداره جامعه و تحقق شعارهای خود نمایان ساخت و یکی پس از دیگری به شکست انجامید.
همچنین تلاشهائی که در قالب سوسالیسم انقلابی، لیبرالیسم غربی و بنیادگرائی اسلامی صورت گرفت نیز نتوانستند به الگوهائی موفق برای حکومت داری در خاورمیانه مبدل شوند.
سرانجام در طول سالهای دهه۱۹۸۰ شیوه اسلامی به عنوان جانشینی پرقدرت و مهم جلوه گر شد[۸]، در حقیقت اسلامگرایان در تعیین چارچوب گفتمان سیاسی موفق شدند و ایدئولوژی های غیر مذهبی نظیر ناسیونالیسم، سوسیالیسم و لیبرالیسم دموکراتیک را از صحنه حذف نمودند[۹] ، محدود کشورهائی نیز که پس از شکست سوسیالیسم و ناسیونالیسم هم اکنون با الگوی ترکیبی سوسیالیسم ملی اداره میشوند، به گفته برنارد لوئیس در هر آزمونی جز آزمون بقا شکست خورده اند [۱۰]، شکستهائی که می توان از آنها به عنوان زمینه‌های رشد ، نمو و بازگشت به اندیشه های اسلامی یاد کرد.
محمد حسنین هیکل اندیشمند نامدار مصری، فضای یاس آلود ناشی از شکست ایدئولوژی های غیر اسلامی پس از جنگ سوم اعراب و اسرائیل را چنین توصیف میکند: پس از جنگ ۱۹۶۷ تمام مردم خاورمیانه ناچار شدند یک سری از اصول را مورد تجدید نظر قرار دهند، تمام آرمانهائی که پرورانده شده بود به سراب و یقینیات قبلی به دروغ تبدیل شده بود، آیا چیزی مانده بود که بتوان به آن دل بست؟ مذهب تنها پاسخ موجود بود[۱۱].
مقام معظم رهبری درخصوص شکست الگوهای مادی و جایگزینی اسلام به جای آنها می فرمایند: همچنان که تحولات دهه۵۰ و ۶۰ میلادی در تعدادی از این کشورهائی که به رژیم های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی های مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرتهای استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربه های درس آموزی هستند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشه ی عمومی و عمق کنونی دنیای اسلام دارند [۱۲].
در واقع ناکامی نیروهای فکری- سیاسیِ مادی در ایجاد نظامهای پویای ملی و منطقه ای و شکست در برابر قدرت های بزرگ موجب شد که اسلامگرائی مجددا توان و نیروی نهفته خود را که در سالهای پیشین توسط رقبا سرکوب شده بود، به نمایش بگذارد و به عنوان تنها نیروی موثر در منطقه پدیدار شود [۱۳].
مقام معظم رهبری پیرامون گرایشات اسلامی و ناامیدی از الگوهای مادی در دنیای اسلام می فرمایند: امروز روشنفران دنیای اسلام،دلزده از سوسیالیسم و مکاتب غربی به سمت اسلام گرایش پیدا کرده اند و … علاج دردهای بشریت را از اسلام می طلبند [۱۴].
ایشان تحولات کشورهای شمال آفریقا و منطقه خاورمیانه را همان استفاده و استضائه‌ی از نور اسلام و استفاده از جهتگیری دست مبارک نبی اکرم (ص) دانسته [۱۵]و معتقدند که این تحولات تلاشی است از سوی مسلمانان برای بازگشت به هویت اصیل و اسلامی خود [۱۶].
ملتهای منطقه تمامی شکست‌ها، ناکامی‌ها و تحقیرها را در فاصله گرفتن از اصول اسلامی میدانند، برخی از تحلیلگران اسلام سیاسی و تمایلات اسلام‌گرائی را محور چالشهای امروز خاورمیانه و شمال آفریقا دانسته[۱۷] و معتقدند به رغم تمامی تنوعاتی که میان گروه های اسلام گرا وجود دارد ،همه این گروه ها در یک نکته اشتراک دارند و آن عبارت است از خواست و تمایل آنها برای اسلامی کردن جامعه و تغییر بنیادین حوزه سیاست این جوامع[۱۸] .
حضرت آیت الله خامنه ای تلاش گروه های اسلامی را حرکتی در راستای برافراشتن پرچم اسلام که عقیده عمیق و دلبستگی دیرین مردم بوده می دانند [۱۹]و معتقدند از نگاه آنان برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائی ای که جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد [۲۰].
با وجود تحلیلهای مادی در تبیین تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا توسط برخی از تحلیلگران، مقام معظم رهبری ضمن تائید وجود بحران های اقتصادی در این کشورها آن را دلیل اصلی و ریشه‌ای این تحولات نمی‌دانند، ایشان ضمن آنکه یکی از انگیزه‌های ریشه‌ای و مسلّم قیام ملتهای منطقه را اسلام خواهی می دانند[۲۱]، معتقدند که این بیداری به استناد واقعیات گسترده و تردید ناپذیر،صبغه اسلامی دارد[۲۲] و می فرمایند: امروز قدرتهای مستکبر غربی نمی خواهند در مقابل این واقعیت بزرگ و غیر قابل انکار تسلیم شوند که ملتهای منطقه بیدار شده اند… و به اسلام برگشته‌اند[۲۳].

:۲-۱ احساس سرخوردگی ، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی
دومین عنصری که می توان از آن به عنوان عامل درون‌زای بیداری اسلامی در نگاه مقام معظم رهبری یاد کرد احساس حقارتی است که به واسطه تحولات تاریخی و روندهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تاریخ معاصر خاورمیانه و شمال آفریقا بر مسلمانان تحمیل و آنان را به تامل در هویت اصلی خود و قیام برای بازگشت به دوران مجد و عظمت اسلامی خویش واداشته است.
هویت، کلیدی ترین مفهوم تئوری سازه‌انگاری را در علوم سیاسی و روابط بین الملل تشکیل می دهد. سازه انگاران بر این اعتقادند که آنچه کنش ها و واکنش های ملی، منطقه ای و بین المللی را تشکیل می دهد هویت، فرهنگ، جامعه و روابط بین اذهانی است، مسائلی که در رهیافتهای لیبرالیستی و رئالیستی مورد غفلت واقع شده اند. به عبارتی سازه انگاران هویت ها را عامل شکل دادن و تعریف منافع می دانند و معتقدند تعاملات کنشگران به صورت بین الاذهانی هنجارها و انگاره های مشترکی را به وجود می آورند، این هنجارها قوام دهنده هویت ها هستند و هویت ها منافع کنشگران را تعریف می کنند[۲۴] .
شهید آیت الله مطهری هویت اسلامی را عامل خیزش و بیداری مسلمانان در برابر شرق و غرب می دانند،ایشان در کتاب نهضتهای صد ساله اخیر چنین آورده اند: مسلمانان پس از یک دوره فروخفتگی و از هم پاشیدگی ذهنی باردیگر در جستجوی هویت اسلامی خود در برابر غرب سرمایه داری و شرق کمونیستی بر آمدند[۲۵] .
رهبر معظم انقلاب یکی از علل عمده قیام ملتهای منطقه را احساس سرخوردگی و تحقیری میدانند که توسط استعمارگران و حکومتهای دست نشانده بر آنها تحمیل شده است، ایشان در این باره می فرمایند:در طول سالهای متمادی دشمنان و مستکبران و اشغالگران و مداخله گران، ملتها را استثمار کردند، در عین حال آنها را تحقیر و ذلیل کردند، ملتهای مظلوم به دنبال کرامت خود هستند [۲۶]،آن چیزی که مردم را به صحنه کشاند، به صورت واضحی مساله عزت و کرامت انسانی آنها بود[۲۷] . به همین دلیل معظم له قیام مردم مصر را دفاع این ملت ازکرامت خود می دانند[۲۸] .
ساموئل هانتینگتون و برنارد لوئیس به عنوان دو تن از مشهورترین شرق شناسان غربی معتقدند که اسلام گرائی مردم خاورمیانه و شمال آفریقا واکنشی در برابر تهاجم همه جانبه غرب به این منطقه بوده است، هانتینگتون بر آن است که اسلام گرائی ریشه در ناخورسندی مسلمانان از تهاجم و سلطه ی بی رحمانه ی فرهنگی بر کشورهای اسلامی دارد[۲۹].
در هشتمین اجلاس خاورمیانه ای موسسه علمی تحقیقاتی کوربرکه در۱۲آوریل۲۰۱۱ در شهر برلین برگزار شد، اولین علت حوادث فراگیر دنیای عرب را “تجمیع سرخوردگی ها و تحقیرها” تشخیص داده‌اند [۳۰]. بازگشت به خویشتن اسلامی فوری ترین عکس العمل مسلمانان به این سرخوردگی ها بود.
در جهان اسلام و در میان عمده مسلمانان جهان نخستین و عمده ترین تعریف از خود، چنانچه از تاریخ مکتوب بخش اعظم اسلام بر می آید ،نه از طریق کشور یا ملت و نه از طریق نژاد یا طبقه بلکه از طریق مذهب صورت می گیرد[۳۱].
مقام معظم رهبری با اشاره به تاریخ طولانی استبداد و استعمار در کشورهای منطقه این مساله را چنین تبیین میکنند: ما معتقدیم حرکتهائی که امروز در بعضی از کشورهای اسلامی مشاهده میشود،عکس العمل و واکنش ملتهاست به تحقیر طولانی که قدرتهای استکباری به اینها روا داشته اند[۳۲]، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در دورانی طولانی و بیش از یک قرن به دست دولتهای غربی و فرانسه و دیگران و سپس به دست آمریکا استثمار و اشغال و تحقیر شدند[۳۳]، لذا عامل اصلی این حرکت عظیم مردم ، احساس تحقیری است که درآنها از وضعیت سران خود به وجود آمده است،مردم تحقیر شدند و احساس کردند که به آنها توهین شده است [۳۴].
به همین لحاظ هرگونه تحلیلی از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل برخورداری این منطقه ازسابقه فرهنگی- تمدنی و اهمیت مساله هویت و مذهب، بدون لحاظ داشتن بُعد تمدنی-تاریخی و دینی نارسا خواهد بود. مقام معظم رهبری با عنایت به همین مولفه ها،بنیاد و معنای حرکت مردم منطقه را حرکتی در مسیر هویت،کرامت و عزت بر می‌شمارند. [۳۵]

۱-۳ تلاش شخصیتهای بزرگ فکری ، جهادی و جریان‌ساز اسلامی
در کنار شکست الگوهای غیر اسلامی، احساس تحقیر، سرخوردگی و ایجاد بحران هویت در میان ملل اسلامی-عربی خاورمیانه و شمال آفریقا و متعاقب آن بازگشت به هویت دینی و خویشتن اسلامی، سومین عامل ریشه ای و درون زای مساله بیداری اسلامی در منطقه از نگاه مقام معظم رهبری وجود شخصیتهای فکری، فرهنگی، جهادی و جریانساز در دنیای اسلام خصوصاً در صد ساله اخیر می باشد.
مساله بازگشت به تعالیم دینی و هویت اسلامی، مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی و تلاشهای اصلاح گرایانه در دنیای اسلام همواره از سوی نخبگان مسلمان خصوصا پس از آغاز دوره استعمار جوامع اسلامی و رویاروئی با فرهنگ و تمدن غرب دنبال شده است.
اگر چه موج بیداری اسلامی امروزه سراسر جهان اسلام را فراگرفته است، اما خاستگاه اصلی آن را چهار سرزمین مهم اسلامی در سده ی گذشته یعنی ایران،دنیای عرب(عمدتا مصر و شام)، ترکیه عثمانی و هند تشکیل می دهد.[۳۶]
علاوه بر نوع واکنش نخبگان اسلام گرا که در چهار گروه عمده واکنشهای سیاسی، نظامی، فکری- فرهنگی و نهضتهای ترکیبی تقسیم بندی می شوند، نحوه ی این مواجهه نیز طیفی از اصلاح گری، احیاء و بازسازی، اصولگرائی و بنیادگرائی را شامل می گردد.
جنبش شاه ولی الله در هند، سنوسی در لیبی، مهدی السودانی در سودان،نهضتها و جریانهای اسلامی-اصلاحی در اندونزی[۳۷]، اخوان المسلمین در مصر، جنبش امل و حزب الله در لبنان، انقلاب اسلامی در ایران و جنبش های اسلامی در تونس، الجزایر، مراکش، عربستان، عراق، بحرین، کویت، یمن، فلسطین و سوریه توسط نخبگانی بنیانگذاری، هدایت و رهبری شده اند که در حال حاضر نیز نقش عمده ای را از طریق آثار نوشتاری به جا مانده، پرورش شاگردان و بنیان نهادن نهضتهای فکری-فرهنگی،سیاسی و نظامی در بیداری اسلامی داشته اند.
مقام معظم رهبری حضور شخصیتهای فکری و جهادی بزرگ و جریانسازِ اسلامی در مصر ، عراق ، ایران ، هند و کشورهای دیگری از آسیا و آفریقا در صد و پنجاه سال اخیر را پیش زمینه های وضع کنونی دنیای اسلام می دانند[۳۸]. ایشان علت قیام و خیزش اسلامی مصر و نقش تاثیر گزار این کشور در بیداری اسلامی را وجود شخصیتهای فکری ،فرهنگی و جهادی مصری می دانند [۳۹].
رهبر معظم انقلاب وجود متفکران، مبارزان و بیدارگران اسلامی را در قرن گذشته بستر ساز بیداری اسلامی و اجرای عملی اصول اسلامی دانسته و می فرمایند: قرن گذشته ـ یعنی قرن سیزدهم هجری ـ قرن فریادگری فریادگران اسلام بود. از اوایل قرن که میرزای شیرازی ـ مرجع تقلید بزرگ اسلام ـ در برخورد با کمپانی انگلیسی، آن فتوای قاطع را داد و یک ملّت را به حرکت درآورد، تا واقعه ی مشروطیت در ایران، تا حرکتهای اسلامی در هند، تا بیداری اسلامی در غرب دنیای اسلام ـ در خاورمیانه و در منطقه ی شمال آفریقا ـ و بزرگانی که سخن گفتند و سیّد جمال الدین ها و دیگران و دیگران، تقریباً قرن فریاد و قرن مبارزات بود، و قرن بعد، قرن تجربه است. این قرنی که ما امروز در آن قرار داریم، قرن تجربه است [۴۰].
تبلور نقش اندیشمندانی همچون میرزای شیرازی، سید جمال الدین اسد آبادی، حسن البنا، امام خمینی، سید قطب، محمد باقر صدر، مودودی، امام موسی صدر، شیخ احمد یاسین، عمرعبدالرحمن و دیگر رهبران فکری، فرهنگی و سیاسی دنیای اسلام در تهییج و بسیج توده های مردم در قالب حکم جهاد عمومی، تحریم اقتصادی، مقابله فرهنگی، تهدید و مرعوب کردن دشمنان و مبارزه سیاسی و مسلحانه، نقشی فراطبقه ای، فرار زمانی و فرا مکانی بوده است، هرایر دکمجیان نویسنده مسیحی کتاب جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب معتقد است: ایمان تمام عیار و تعهد مطلق مردانی همچون حسن البنا، سید قطب، محمد باقر صدر و آیت الله خمینی نسبت به آرمان اسلام گرائی را نمی توان به سادگی با توجه به ریشه های طبقاتی آنها تبیین کرد، چالش بسیاری از اسلامگرایان در برابر مقامات سیاسی تنها از منابع مادی طبقات خاص ناشی نمی گردد،بلکه از آنجا ریشه می گیرد که آنها اطمینان قاطع دارند که ابزارهای اراده خداوند هستند [۴۱].
از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی نقش روحانیت یا شیوخ- اعمه و علماء – در بخش سنی جنبش های اسلامی بسیار برجسته تر شده است، هر چند که نقش آنها به میزان همتای شیعه آنها نیست. این برجستگی نقش علما را می توان به چند دلیل خلاصه کرد،اول آنکه رهبری روحانی که در مسجد پایگاه دارد از مشروعیت اجتماعی و حمایت مردمی و مذهبی بیشتری در مقایسه با ایدئولوژی های کاریزماتیک جوان دهه ۱۹۷۰ برخوردار می باشد.دوم اینکه شیوخ به عنوان مسئولان شناخته شده ی برخوردار از حمایت مردمی،در اسلامی کردن نظام اجتماعی – سیاسی توان و ظرفیت منحصر به فردی را از خود نشان داده است و همچنین اینکه علماء که محصول پرورش سنتی اسلامی هستند کمتر مایل بوده اند عقاید و مکاتب خاص گرایانه، تفرقه افکن و فرقه گرایانه را ارائه دهند که در داخل صفوف اسلامگرایان جناح بندی و اختلاف ایجاد می کند [۴۲].
حضرت آیت الله خامنه‌ای با عنایت به اهمیت فوق‌العاده علما، شیوخ و روحانیون در شکل دهی، حمایت و هدایت جنبشهای اسلامی نقش آنها را در پیشبرد اهداف این جنبشها چنین تبیین می کنند:وظیفه عالمان دین ،نخبگان سیاسی و نخبگان علمی و دانشگاهی خیلی سنگین است، امروز مردم منطقه احتیاج دارند به هدایت این نخبگان…اینها نباید بگذارند دستگاه استکبار با وسایل گوناگونی که دارد، این حرکت عظیم ملتها را مصادره کند،انقلاب مردم را از آنها سرقت کند، باید مراقب باشند. [۴۳]

عوامل برون زای بیداری اسلامی:
۲-۱: انقلاب اسلامی ایران
بدون اغراق تقریبا هیچ منبع و اثری پیرامون جنبش های اسلامی معاصر در دنیای اسلام چه منابع فارسی و چه منابع لاتین و عربی را نمی توان یافت(یا حد اقل نگارنده نیافته است)که در آن از تاثیر انقلاب اسلامی ایران در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دنیای اسلام خصوصا منطقه عربی – اسلامی سخن به میان نیامده باشد، تحولی با تاثیر گذاری عمیق که بنا به گفته یکی از پژوهشگران آنچنان آشکار است که تصور آن موجب تصدیق آن میگردد[۴۴] ، بنا به گفته راشد الغنوشی متفکر تونسی و رهبر حزب اسلامگرای النهضه این کشور ،انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره)نمایانگر تحولی بزرگ در سطح بین المللی و منطقه بوده که حقِ پدیده ای به این گستردگی را نمی توان با سخنانی کوتاه ادا کرد[۴۵] .
فهمی هویدی، متفکر مصری در این باره می نویسد:در منطقه یک تغییر استراتژیک رخ داده که آغازگر روند آن پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بوده است، این انقلاب نقشی اساسی را در تزریق اعتماد به نفس به مسلمانان ، فارغ از ملیت و نگرش سیاسی آنها داشته است، پیروزی انقلاب ایران برای مسلمانان جهان به معنی پیروزی اسلام بود و توانائی های شناخته نشده اسلام را برای رهبری توده ها برای مقابله با رژیم های استبدادی و استعمار خارجی روشن ساخت [۴۶].
انقلاب اسلامی ایران را نباید تنها یک جریان محدود انقلابی در قالب انقلاب شیعی قلمداد کرد [۴۷]،راشد الغنوشی بر این اعتقاد است که با وجود اینکه پایگاه اصلی انقلاب اسلامی را مذهب تشیع شکل میدهد، ولی این انقلاب وابسطه به یک جریان جهانی فراگیر است که هدف آن برانگیختن روح اسلامی،بیداری اُمت و هدایت آن تا مرحله رهبری تمدن جهانی است [۴۸].
وقوع انقلاب اسلامی باعث شد تا اسلام سیاسی به عنوان ایدئولوژی رقیب در منطقه ی خاورمیانه بیش از گذشته مطرح گردد، در واقع انقلاب اسلامی نه تنها به برتری نهضتهای اسلامی بر نهضتهای غیر مذهبی منطقه منجر شد بلکه دو تحول اساسی دیگر نیز در پی داشت، اول اینکه احزاب ملی گرا و چپ گرا را به تفکر در زمینه مدد گیری از موج اسلام گرائی و یا همراهی با آن وادار کرد و دوم اینکه به آن دسته از نهضتهای اسلامی که کمتر به عملگرائی اسلامی نزدیک بودند فشار تا با این تغییر در اندیشه های خود عملگرائی بیشتر و پرهیز از تقیه سیاسی را مورد توجه قرار دهند [۴۹].
مقام معظم رهبری بیشترین تاکید را به تاثیر انقلاب اسلامی به عنوان یکی اصلی ترین عامل ریشه ای برون‌زای بیداری اسلامی دارند، ایشان در این مورد می فرمایند: ثبات و استمرار و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران از مهمترین عواملی بوده است که ملتهای منطقه و ملتهای مسلمان را امیدوار کرده و میتوان گفت نقش موثری در ایجاد حرکت عظیم اسلامی منطقه و آزادی و بیدرای ایفاء کرده است[۵۰]،تا کنون نیز حرکت رو به جلو نظام اسلامی موجب احیای مجدد اسلام و اراده ملتهای منطقه شده است [۵۱].
مقام معظم رهبری معتقد است پیروزی انقلاب اسلامی، حکومت جمهوری اسلامی ایران را به الگو برای جریانهای اسلام‌خواه مبدل کرده است[۵۲]. برنارد لوئیس شرق شناس و ایران شناس مشهور، در مقدمه‌ای که بر کتاب پیامبر و فرعون نوشته ژیل کِپِل نوشته است به اهمیت یافتن نیروی اسلام ، رشد و قدرت گیری جریانهای اسلام گرا و ورود اسلام سیاسی به تعاملات بین المللی پس از پیروزی انقلاب در ایران اذعان داشته است [۵۳].
رهبر معظم انقلاب، با عنایت به همین ملاحضات و آنچه در عرصه عمل پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در منطقه رخ داده است پیروزی انقلاب اسلامی را عاملی هویت بخش برای جامعه اسلامی قلمداد می کنند [۵۴]و معتقدند که قیام دولت اسلامی در ایران،امت اسلامی را به هیجان آورده و به آنها اعتماد به نفس بخشیده است [۵۵].
جان ال اسپوزیتو مهمترین تاثیر ایران انقلابی بر جهان اسلام را در سطح افکار و ایدئولوژی می داند، او معتقد است نسل مسلمان پس از انقلاب اسلامی در سراسر جهان پذیرفتند که اسلام برای اصلاح سیاسی و اجتماعی برنامه دارد [۵۶].
دکتر علی اکبر ولایتی تاثیر انقلاب اسلامی ایران در تولد و تحرک جنبشهای اسلامی را در سه محور مورد بررسی قرار داده است: اول تاثیر در گروه‌هائی که با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی رسماً خواهان سرنگونی رژیم های سیاسی حاکم بر کشور خود شدند، حزب الدعوه و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در این گروه قرار دارند ،دوم گروه هائی که انقلاب اسلامی ایران را در اجرای شریعت اسلامی و به کارگیری شریعت در اداره جامعه الگو گرفته اند که از آن جمله می توان به جمعیت ارشاد اسلامی مصر و جبهه نجات اسلامی الجزایر اشاره کرد، گروه سوم جریانهائی بودند که خود را از دایره ملی گرائی خارج کرده و خواهان تشکیل امت واحده اسلامی گردیدند این دسته خود به دو گره عمده تقسیم میشود،دسته ای که فقط از لحاظ عقیدتی و مذهبی خود را پیرو الگوی انقلاب اسلامی میداند و جریان دوم گروه هائی هستند که هم از لحاظ عقیدتی و هم از لحاظ سیاسی خود را ملزم به پیروی از انقلاب اسلامی می دانند[۵۷].
دکتر کلیم صدیقی در کتاب نهضتهای اسلامی و انقلاب اسلامی ایران، زمینه‌های تاثیر انقلاب اسلامی بر جنبشها و جریانهای اسلامی را در شش موضوع مورد بررسی قرار داده است که عبارتند از نقش برجسته رهبری در جنبش، روش مبارزه، نقش علماء، حضور و نقش پررنگ دانشجویان و جوانان در جنبشهای اسلامی و نگاه جهانی و بین المللی [۵۸].
پیروزی انقلاب اسلامی، جنبش های اسلامی را با یک الگوی زنده معاصر روبرو ساخت و در تقابل تئوری های صرف فرهنگی،تبلیغی و عملگرائی کفه را به نفع الگوهای عملگرایانه تغییر داد.مقام معظم رهبری معتقدند تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مفهوم بیداری اسلامی به این شکل و با این سبک و سیاق به وجود نیامده بود [۵۹].
به هر تقدیر تاثیر ژرف پیروزی انقلاب اسلامی در قدرت بخشیدن به جنبشهای اسلامی و جریان بیدرای اسلامی تاثیری است – بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب- در خورد بحث و تحقیق[۶۰] که با وجود تولید آثار فراوان داخلی و خارجی در این زمینه به دلیل پویائی جریان بیداری اسلامی جای تحقیق، بررسی و کنکاش بیشتری دارد.

۲-۲ استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه
استعمار به همراه شئون مختلف آن، یکی از منفورترین مفاهیم در ذهن تاریخی مسلمانان از هند، آسیای مرکزی و ایران گرفته تا شامات و ملل مسلمان آفریقا را تشکیل می دهد. به نظر خورشید احمد، متفکر مسلمان پاکستانی، ریشه های رستاخیز اسلامی معاصر را باید در میراث استعمار یا به عبارتی، در آثار و عوارضی که قدرتهای استعماری در جوامع اسلامی برجای گذاشته اند جستجو کرد [۶۱].شهید مطهری نیز بیداری اسلامی را عکس العملی در مقابل هجوم استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غرب عنوان داشته‌اند [۶۲].
حضور گسترده نظامی غرب، خصوصاً آمریکا، در منطقه، تلاش آنها برای ترویج فرهنگ غربی در قالب طرح‌های اروپائی(برنامه همسایگی اروپا، طرح بارسلون و طرح کشورهای اروپائی- مدیترانه ای) و آمریکا(خاورمیانه بزرگ) برای ایجاد تغییرات بنیادین فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین حمایت گسترده از رژیم های غربگرای این مناطق در ذهنیت مسلمانان احساس نوعی تحقیر همراه با تلاش برای کسب هویت اسلامی و ایجاد جامعه‌ای عاری از نفوذ وسیطره غرب ایجاد کرده است که در قالب جنبشهای اسلامی، ضد غربی و ضد حکومتهای غربگرا آشکار میشود.
جستارهای تاریخی نشان داده است که حضور قدرتهای استعماری شرق و غرب در منطقه با گسترش و نوع حرکتها و جنبشهای اسلامی رابطه مثبت دارد[۶۳] بدین ترتیب که هرچه حضور قدرتهای مداخله گر در منطقه بیشتر باشد شکل گیری، دوام و استمرار گروه های اسلامی نیز بیشتر و عمیقتر میشود، به همین ترتیب حضور نظامی موجب تشکیل گروه های اسلامگرای مسلحانه و حضور فرهنگی غرب و شرق در مناطق اسلامی موجبات نزج و شکل گیری جریانهای فکری و فرهنگی را فراهم می آورد. دکتر علی اکبر ولایتی نیز پدیده بیداری اسلامی را واکنش دنیای اسلام به عقب ماندگیهای خود و برخورد با فرهنگ و تمدن غربی می داند.
در مطالعه سیر اندیشه ها و آثار مقام معظم رهبری از میان ریشه های بیرونی و درونی شکل گیری بیداری اسلامی، پس از مساله اسلام خواهی، احساس تحقیر و عقب ماندگی مسلمانان و جستجوی خویشتن اسلامی و مساله انقلاب اسلامی، عاملِ نقش استعمار و حضور قدرتهای مداخله گر از اهمیت و جایگاه بالائی برخوردار است.
مقام معظم رهبری حضور استعمار و قدرت های مداخله گر را به سه شیوه موجب بیداری اسلامی میدانند، اول دخالت نظامی در منطقه که موجب شکل گیری گروه های مبارز اسلامی میشود،دوم احساس تحقیری که به مسلمانان به واسطه تسلط بیگانه و حضور متفرعنانه آنان در سرزمین های اسلامی دست داده است و سوم حمایت قدرتهای غربی از رژیم های سکولار و غیر مردمی است.
رهبر معظم انقلاب در این مورد می فرمایند :ملتها فقط مشکلشان این نیست که با این دیکتاتور مواجه اند[یا فقط]با یک آدم مستبد مواجه اند، مشکلشان این است که این دیکتاتور عقبه ای از قدرتهای بین المللی دارند،آنها هستند که دارند منافع این کشور و این ملت را پایمال و نابود میکنند، مشکل دوران استعمار است،با این دید که نگاه کنیم، همه مسائل درست تحلیل می شوند،قضایای امروز هم همین جور است [۶۴]. حضرت آیت الله خامنه ای معتقدند که آمریکا و اروپا طی دو قرن بیشترین لطمه ها و خسارت ها و تحقیرها را بر مردم کشورهای منطقه وارد آورده اند [۶۵]، تجمیع تحقیرها به واسطه استعمار طولانی مدت ملتها به اشکال گوناگون ذهنیت مسلمانان از غرب را ذهنیتی مقابله جویانه همراه با تنفر را ایجاد کرده است به همین دلیل معظم له تسلیم نشدن در برابر استکبار و استعمار را یکی از ارکان نهضتهای امروز کشورهای اسلامی می دانند [۶۶].
بسیاری از اندیشمندان تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا را شورش بر مدرنیته وارداتی قلم داد کرده ، نفوذ گسترده کشورهای غربی در شکل دادن به امور داخلی کشورهای عربی را پایه خشم و ناآرامی در این سرزمین ها دانسته [۶۷]و همچنین پیامد تلاش غرب برای جا انداختن ارزشهای لیبرال در خاورمیانه عربی را چیزی جز بی ثباتیدر منطقه نمی دانند [۶۸].
آمریکا با ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه و شمال آفریقا با تضعیف بیداری اسلامی و کشورهای مسلمان، امواج اسلام گرائیِ در حال رشد را در منطقه ضعیف می کند تا از این طریق،بقایای نظام های لیبرال دموکراسی غربی و حامیان دیکتاتور آنها را در منطقه تضمین نماید و این مهمترین چالش بیدرای اسلامی در دهه های آتی در کشورهای مسلمانان خواهد بود[۶۹].
برناردلوئیس در مورد عامل حضور غرب در منطقه به عنوان یکی از ریشه های شکل گیری و تداوم جریانهای اسلامی می‌نویسد: این خود به اندازه کافی برای مسلمانان ناخوشایند است که ببینند پس از قرنها ثروت و قدرت، رهبری ای را که حق خود می دانند از دست بدهند و به نقش دنباله رو غرب تنزل یابند [۷۰]، آمریکا با حضور گسترده در منطقه و اشغال نظامی دو کشور عراق و افغانستان هم اکنون به عنوان نماد استعمار جدید در چشم مسلمانان قلمداد می شود به همین لحاظ این کشور منبع مهم انگیزه تشکیل و استمرار جریانهای اسلامی قلمداد میشود [۷۱]،جریانهائی که با با نظم دلخواه غرب و دولتهای غربگرای عربی در منطقه مخالف هستند[۷۲] .
مقام معظم رهبری در تبیین قیام و برانگیخته شدن مسلمانان منطقه علیه قدرتهای مداخله گر و تاثیر آنها در نزج و رشد و استحکام جریانهای اسلامی می فرمایند:کجای دنیا جوانان و مردان و زنان شجاع یک جامعه حضور اشغالگران را تحمل میکنند که اینها(مردم عراق)تحمل کنند؟هیچ جا تحمل نکردند،این مخصوص عراق هم نیست،امروز در هرجای دنیای اسلام،آمریکائی ها و انگلیسی ها و امثال اینها حضور یابند و خود را با مردم مواجه سازند،موج عظیم نهضت و بیداری اسلامی را لمس خواهند کرد[۷۳] .
هرایر دکمجیان در کتاب جنبشهای اسلامی معاصر در دنیای عرب می نویسد: افکار عمومی و مردمی عرب ، آمریکا را در وقوع هرگونه حادثه ناگوار در منطقه، از شکستهای نظامی گرفته تا مصیبتهای اقتصادی،شریک می دانند[۷۴] .مقام معظم رهبری دلیل این تنفر را از سوی ملتهای مسلمان منطقه چنین عنوان می دارند: ملتهای منطقه خاورمیانه، منطقه اسلامی و شمال آفریقا از ته دل از آمریکا متنفرند، چون در طول سالهای متمادی از آمریکا در این منطقه خشونت دیده اند، دخالت نظامی دیده اند،حق کشی دیده اند[۷۵] ،امروز ملتها می دانند که حضور نظامی و مسلح بیگانگان در هر منطقه ای مایه ناامنی آن منطقه است[۷۶] .

۲-۳: بحران فلسطین
فلسطین، یکی از عناصر تشکیل دهنده هویت مسلمانان در خاورمیانه است[۷۷] ، پس زمینه منفی مسلمانان از یهودیان، نحوه ظالمانه شکل گیری رژیم صهیونیستی، رفتار تجاوزگرانه آن، ایدئولوژی افراط گرایانه صهیونیسم و پی بردن به اهداف غربی ها از تاسیس چنین رژیمی در همسایگی آنها موجب شده است تا زمانی که راه حلی عادلانه برای مساله فلسطین به اجرا در نیامده است،این موضوع همچنان یکی از ریشه ها و انگیزه های بیداری اسلامی و گرایش به اسلام گرائی است.
اگر چه مساله بیداری اسلامی قبل از ایجاد بحران فلسطین و اشغال این کشور نشو و نمو یافته است اما پس از جنگ جهانی اول و اعلام تاسیس کشور یهودی در سرزمین های اسلامی ،بحران فلسطین به نمونه ای عینی و زنده در مقابل چشم مسلمانان به عنوان نماد ضعف آنان،بی کفایتی حکام محافظه کار در حل مساله بخشی از مسمانان و تحقیر آنان توسط غرب تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس ضمن قطع مطلق روابط با رژیم صهیونیستی، به صورت رسمی خود را حامی ملت فلسطین می داند و سعی کرده است مساله فلسطین را از حالت اختلاف اعراب – اسرائیل به نزاع دنیای اسلام – رژیم اشغالگر تبدیل کند که نمونه عینی آن اعلام روز جهانی قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان از سوی حضرت امام خمینی بوده است.
مقام معظم رهبری از مساله فلسطین با عنوان جراحت عمیق بر پیکر امت اسلامی[۷۸] و خنجری در پهلوی کشورهای مسلمان منطقه یاد کرده اند [۷۹].ایشان یکی از مبادی اصلی طغیان مسلمانان ، رشد و گسترش حرکتهای اسلام گرایانه و موج جدید بیداری اسلامی را همین مساله می دانند [۸۰].
هرایر دکمجیان، ناتوانی آشکار رهبران عرب در پایان دادن به اشغال سرزمین های عرب توسط اسرائیل را عامل تضعیف مشروعیت فرمانروائی حکام عرب و سرخوردگی، اضطراب، ناامیدی گسترده و احساسا حقارت مسلمانان در مقابل سلطه اروپا، آمریکا و اسرائیل می داند[۸۱] .
بسیاری از اندیشمندانی که بحران فلسطین و جنبشها و جریانهای اسلامی را مورد مداقّه قرار داده اند به درستی میان بحران فلسطین با مساله هویت مسلمانان پیوند برقرار کرده‌اند. اگر چه فلسطین اشغالی تنها ۱/۰% از وسعت سرزمینهای اسلامی در سرایر دنیا را شامل می شود، اما آنچه از اهمیت ویژه ای برای مسلمانان برخوردار است، علاوه بر بُعد مذهبی و فرهنگی سرزمین فلسطین، مساله حیثیت و هویت مسلمانان است که با بحران در این سرزمین گره خورده است. بر همین اساس برناردلوئیس از مساله فلسطین به عنوان سرشکستگی تحمل ناپذیر برای دنیای عرب و اسلام یاد می کند[۸۲] .
مقام معظم رهبری تاثیر بحران فلسطین را در بیداری اسلامی چنین بیان داشته اند: ظلم و زور گوئی روز افزون رژیم صهیونیستی و همراهی برخی حکام مستبد و فاسد و مزدور آمریکا با آن از یک سو و سر بر آوردن مقاومت جانانه فلسطینی و لبنانی و پیروزی معجزه آسای جوانان مومن در جنگهای لبنان ۳۳و۲۲ روزه غزه از سوی دیگر،از جمله ی عوامل مهمی بودند که اقیانوس به ظاهر آرام ملتهای مصر و تونس و لیبی و دیگر کشورهای منطقه را به تلاطم در آوردند،انتفاضه اقصی حتی در خارج از مرزهای جغرافیائی فلسطین،عموم ملتهای مسلمان و عرب را به صحنه بکشاند[۸۳] .
به هرتقدیر فلسطین یکی از محرکهای اصلی نزج تفکر ایجاد امت واحده اسلامی است و این باور را ایجاد کرده است که آن کسی که بر مسجد الاقصی تسلط دارد، مسجد الحرام را نیز در تسلط خواهد داشت، برخی از نویسندگان همچنین مساله فلسطین را سر آغاز موج دوم بیداری اسلامی(۱۹۴۵-۱۹۷۹)می دانند[۸۴] .

۲-۴: وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی
تاسیس و حمایت همه جانبه از حکومتهای دست نشانده در تاریخ معاصر اسلام از سوی قدرتهای استعماری دارای سابقه مشخصی است، پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال آن فروپاشی امپراطوری عثمانی، دولتهای انگلستان و فرانسه سعی در تقسیم قلمرو از هم پاشیده عثمانی نموده و تلاش کردند مهره های دست نشانده خود را در این منطقه حیاتی به قدرت برسانند که بسیاری از حکومتهای امروزی از عربستان سعودی گرفته تا دولت هاشمی اردن و بسیاری از سرزمین های شمال آفریقا از جمله آن کشورها محسوب می گردند.
وجود چنین حکومتهائی از سه جهت موجبات قیام ملتها و بیداری اسلامی را فراهم آورده است، اول ماهیت غیر مردمی این نوع حکومت ها که نهایتا آنها را با بحران مشروعیت روبروگردانده است، دوم وابستگی این حکومتها به قدرتهای غربی و شرقی که بحران هویت و تحقیر تاریخی را به توده های مردم وارد آورده و سوم فساد گسترده‌ی سیاسی، اقتصادی و اخلاقی که دامنگیر چنین نظامهایی گردیده است.
مقام معظم رهبری اگر چه بسیاری از حکومتهای منطقه را رژیمهای وابسته، فاسد و غیر مردمی میدانند اما منشاء اصلی این مساله را عقبه‌ی بین المللی این رژیم ها می دانند، و نوک پیکان انتقادات خود را متوجه دست های آشکار و نهان بین المللی حامی چنین رژیم هائی کرده اند،ایشان در این مورد می فرمایند: ملتها فقط مشکلشان این نیست که با این دیکتاتور مواجه اند[یا فقط] با یک آدم مستبد مواجه اند، مشکلشان این است که این دیکتاتور عقبه ای از قدرتهای بین المللی دارند،آنها هستند که دارند منافع این کشور و این ملت را پایمال و نابود میکنند[۸۵] ، ببینید امروز در دنیا علیه مسلمانان چگونه عمل می‌شود! این به خاطر آن است که در هر نقطه، جلادان مسلمانان فهمیده‌اند که دستگاه استکبار از فشار بر مسلمانان و قتل عام آنها خشنود می‌شود؛ لذا آزادانه به مسلمین آسیب می‌رسانند،این وضعیت مسلمانان انقلابی در الجزایر است…در کدام نقطه‌ی عالم است که مسلمانان از قبل خباثت استکبار جهانی و دستگاه سلطه‌ی جهانی به نحوی آسیب نبینند و فشار بر آنها وارد نشود؟ علاج چیست جز ایستادگی خود مسلمانان [۸۶].معظم له وجود شکاف عمیق بین دولت و ملت های غربگرای منطقه را نیز پدیده ای میدانند که به واسطه وابستگیی این حکومتها به غرب ایجاد شده است[۸۷] .
حضرت آیت الله خامنه ای بر این اعتقادند که احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی مسلمانان در طول زمان توسط دیکتاتوریِ حاکمان فاسد منطقه و سلطه سیاسی آمریکا و غرب و حمایت آنها از حکومتهای دست نشانده پایمال شده است[۸۸].
مردمی بودن قیامهای اسلامی منطقه یکی از محوری ترین شاخصه هائی است که مقام معظم رهبری در اکثر سخنرانی های خود به آن اشاره کرده اند[۸۹] ، معظم له در این مورد می فرمایند: مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهای خارجی با آخرین توانائیها و شگردهای خود سعی میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامی از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدی برای آنها باقی نگذاشت[۹۰] ، آنچه که شما ملاحظه میکنید در مصر، در تونس، در لیبی، در یمن، در بحرین و در برخی از کشورهای دیگر اتفاق افتاده است، که مردم خودشان وارد صحنه شده‌اند، ملتها خودشان همت گماشته‌اند بر اینکه سرنوشت خودشان را در دست بگیرند[۹۱] .
دست نشاندگی حکومتهای اکثر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نیز مساله ای است که مقام معظم رهبری در تحلیل چرائی اوج گیری بیداری اسلامی بر آن تاکید داشته اند، ایشان این مساله را چنین بیان میدارند: وابستگی و حکام دست نشانده آمریکا و غرب با ملتها کاری کردند که این ملتها احساس کردند جز قیام، جز حرکت عظیم عمومی، جز انقلاب، راهی در مقابل آنها نیست[۹۲] .
وابستگی مفرط حکومتهای عربی- خاورمیانه‌ای به غرب علاوه بر تحقیری که به ملتهای این منطقه وارد آورده است، به واسطه نوع حکومتی بسته ، غیر مردمی و غیر پاسخگو با فسادهای گسترده مالی و اقتصادی همراه بوده است که به دنبال آن موجب گسترش فقر،بیکاری و افزایش شکاف بین توده های فقیر و غنی شده است، تحلیلگران بر این اعتقادند که در کارنامه رژیم های اقتدارگرا از زمان استقلال تا کنون در بیشتر کشورهای عربی خاورمیانه، چیزی جز فقر گسترده، شکاف ژرف طبقاتی، کمبود نهادهای سیاسی، ضعف جامعه مدنی، کمرنگی حضور فرد در جامعه و بی ثباتی فراگیر به چشم نمی خورد[۹۳] ، دکمجیان معتقد است عدم صلاحیت و سوء حکومت نخبگان، توزیع بد ثروت در تقریبا تمامی کشورهای عربی ، فراهم بودن پول حاصل از فروش نفت، شکاف میان طبقات اجتماعی را وسیع کرده و در همان حال فساد و مصرفگرائی بی حد و حصری را میان فرمانروایان و عوامل آنها رواج داده است [۹۴].
دکتر حسن نافعه پژوهشگر و استاد دانشگاه قاهره سه مشخصه استبداد، فساد و وابستگی به آمریکا و اسرائیل را با درجات مختلف وجه مشترک بسیاری از حکومتهای عرب می داند[۹۵] .
از لحاظ سیاسی نیز منطقه خاورمیانه عربی به شدت اقتدارگرائی، سلطانیسم و نظام موروثی را تجربه میکند، مطالعات نشان می دهند که کشورهای این منطقه هنوز حتی با وضعیت نیمه دموکراتیک[۹۶] فاصله قابل توجهی دارند تا چه رسد به تثبیت یافتگی دموکراتیک. همچنین بخش اعظم احزاب فعال سیاسی ماهیت شکلی دارند، تا کنون در هیچ انتخاباتی یک رئیس جمهور عرب از قدرت کنار نرفته، همچنان موانع آشکاری در برابر مجالس این کشورها پیش بینی نشده و فرد محوری در فرایند تصمیم گیری در جهان عرب همچنان غلبه دارد[۹۷] .
بر اساس همین معیارها مقام معظم رهبری ضدیت با استبداد و تسلیم نشدن در مقابل آن را یکی از ارکان قیام های اسلامی منطقه میدانند [۹۸] و می‌فرمایند: ملتهای انقلاب کرده و آزاد شده، یکی از مهمترین خواسته‌هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان نظام مردمسالاری اسلامی است؛ یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است[۹۹] .

نتیجه:
بیداری اسلامی عنوانی است که بنا به دلایل فرهنگی، تمدنی، هویتی، اجتماعی و دینی به حوادثی که منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را دستخوش تحولات و دگرگونی های گسترده ای کرده و ابعاد آن به صورت روز افزون در حال گسترش است اطلاق میگردد.
تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا مانند تمامی تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی ریشه در واقیات تاریخی، تمدنی، فرهنگی و هویتی دارند.
در پژوهش حاضر ریشه های تحولات منطقه را در دو گروه عمده عوامل درون زا یعنی عواملی که با فردِ انسانی، خود و ناخودآگاه انسانِ مسلمان در ارتباط بوده، طی فرایندی از نسلهای گذشته به وی منتقل شده است و از انباشت اندیشه‌ها، خاطرات تاریخی، هویت ها و آرمانها تشکیل میشود و عوامل برونزا یعنی عواملی که از خارج از فرد و اندیشه او نشات می گیرد و یک حادثه مشخص میتواند آن را ایجاد کند، از نگاه مقام معظم رهبری با روشی تحلیلی-تاریخی مورد بررسی قرار گرفت، همچنین مشخص شد که برخی از عوامل همچون وقوع انقلاب اسلامی،شکست الگوهای غیر اسلامی و بحران فلسطین قابلیت بررسی ذیل هر دو گروه از عوامل درون زا و برونزا را دارند.
همچنین در مقاله حاضر ضمن تبیین مفهوم بیداری اسلامی از نگاه مقام معظم رهبری عواملی همچون شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی، احساس سرخوردگی ، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی، تلاش شخصیتهای بزرگ فکری و جهادی و جریان ساز اسلامی ذیل ریشه ها و عوامل درونزا و مواردی از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران، استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه، بحران فلسطین، وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی تحت عنوان عوامل برون زا مورد بررسی قرار گرفتند.

منابع:
الف:کتابهای فارسی و انگلیسی
– اسپوزیتو،جان.ال،انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن،ترجمه محسن مدیر شانه چی،تهران:انتشارات باز،چ۱۳۸۶،۲.
– اسماعیلی،حمیدرضا،القاعده از پندار تا پدیدار،تهران:اندیشه سازان نور،۱۳۸۶.
– الغنوشی،راشد،حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلامی،ترجمه هادی خسرو شاهی،تهران:موسسه اطلاعات،چ اول،۱۳۷۲.
– پاشاپور،حمید،نهضتهای اسلامی؛بازیگران جدید نظام بین الملل،تهران:موسسه اندیشه سازان نور،۱۳۸۲.
– حسنین هیکل،محمد،ایران:روایتی که ناگفته ماند،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات الهام،چاپ اول،۱۳۶۲.
– حشمت زاده،محمد باقر،تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی،تهران:پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،چاپ چهارم، ۱۳۸۷.
– دکمجیان، هرایر،اسلام در انقلاب:جنبشهای اسلامی در دنیای عرب،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۷۷.
صدیقی،کلیم،نهضت های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران ،ترجمه ی سید هادی خسروشاهی،تهران:انتشارات موسسه اطلاعات، ۱۳۷۴.
– عنایت،حمید،سیری در اندیشه سیاسی عرب،تهران:امیر کبیر ،چ۱۳۸۹،۱۱.
– قوام، عبدالعلی ، روابط بین الملل ، نظریه ها و رویکرد ها ، تهران:سمت،۱۳۸۴.
– کپل،ژیل،پیامبر و فرعون،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۸۲.
– گارودی،روژه، پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی، ترجمه نسرین حکمی،تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۹.
– گنجی،عبدالله،موج سوم بیداری اسلامی،تهران: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور،۱۳۸۸.
– لوئیس ،برنارد،مشکل از کجا آغاز شد؟تاثیر غرب و واکنش خاورمیانه،ترجمه شهریار خواجیان،تهران:نشر اختران،چاپ اول،۱۳۸۴.
– مطهری،مرتضی،نهضت های صد ساله اخیر،تهران:انتشارات صدرا،چاپ۱۳۷۷.
– مهاجر نیا، محسن،اندیشه های سیاسی متفکران اسلامی،جلد سوم ، تهران:سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹.
– موثقی، احمد،جنبشهای اسلامی معاصر،تهران:سمت،چ۱۳۸۹،۱۱.
– ولایتی،علی اکبر،بیداری اسلامی،تهران:بی نا،۱۳۹۰.
– Amir arjomand,said, The Turban for the Crown: The Islamic Revolution in Iran,New York –Oxford,۱۹۸۸.

– Esposito،John،Political Islamic،Rienner Publishers،New York.
– Kamrava,Mehran , Iran’s Intellectual Revolution , Cambridge University Press,۲۰۰۸.
– Menashri،David،The Iranian Revolution and the Muslim World،West view Press،England،۱۳۹۰.
-P.Entelis،John and others، Islam, Democracy, and the State in North Africa،Indiana University press،۱۹۹۰.

ب: مقالات)
– اسدی،علی و طهمورث غلامی،واکاوی بنیادگرائی اسلامی در خاورمیانه،فصلنامه اطلاعات سیاسی واقتصادی، سال۲۵، شماره۲۸۳، بهار۱۳۹۰.
– امه طلب،مصطفی،غفلت غربی و بیداری اسلامی:دو حرکت متعارض در دنیای معاصر،فصلنامه ۱۵ خرداد، سال۴،دوره ۳، تابستان۱۳۸۶.
– سردار نیا،خلیل الله، موانع عدم پیشبرد دموکراسی سازی در شیخ نشینهای خلیج فارس،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۱۶،شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۸.
– سجادپور،محمد کاظم،گزارش هشتمین اجلاس خاورمیانه موسسه کوربر،ماهنامه رویدادها و تحلیل ها، سال۲۵ ،شماره۲۵۵.
– دهشیار،حسین،بهار عربی:شورش بر مدرنیته وارداتی، اطلاعات سیاسی اقتصادی،سال۲۵،بهار۱۳۹۰،شماره۲۸۳.
– دهشیار،حسین،جهان عرب:بنیادهای داخلی و بین المللی؛ بی ثباتی پر دامنه،اطلاعات سیاسی و اقتصادی، سال۲۵، ۲۸۴، تابستان۱۳۹۰، شماره۲۸۴.

– نجاتی حسینی، محمود، جهانی شدن امپریالیسم فرهنگی و اسلام سیاسی در خاورمیانه ،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۱۵، شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۷.
– یوسف احمد،احمد،جهان عرب در ابتدای قرن بیست و یکم،ترجمه محمود موسوی بجنوردی،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۸، شماره۳، پائیز۱۳۸۰.
ولترنیگ،رابرت،ریشه های محبوبیت اسلامگرایان،ترجمه سعید گلکار،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۱۱، شماره۲، تابستان۱۳۸۴.

[۱] – مهاجر نیا،محسن ، نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت الله خامنه ای، مراجعه به سایت:آذرماه ۱۳۹۰
http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=
– بیانات به مناسبت عید مبعث۱۹/۹/۱۳۷۵.[۲]
[۳] – مهاجر نیا، محسن،اندیشه های سیاسی متفکران اسلامی،جلد سوم ، تهران:سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹، ص۴۳۶.
– بیانات در جمع بسیجیان استان کرمانشاه۲۲/۷/۱۳۹۰.[۴]
– اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.[۵]
– همان.[۶]
– دکمجیان، هرایر،اسلام در انقلاب:جنبشهای اسلامی در دنیای عرب،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۷۷،ص۶۰.[۷]
– همان،ص۶۳.[۸]
– همان،ص۳۷۹.[۹]
[۱۰] – لوئیس ،برنارد،مشکل از کجا آغاز شد؟تاثیر غرب و واکنش خاورمیانه،ترجمه شهریار خواجیان،تهران:نشر اختران،چاپ اول،۱۳۸۴ ، ص۲۲۳.
حسنین هیکل،محمد،ایران:روایتی که ناگفته ماند،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات الهام،چاپ اول،۱۳۶۲،صص۲۳۰-۲۳۱. – [۱۱]
بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.- [۱۲]
پاشاپور،حمید،نهضتهای اسلامی؛بازیگران جدید نظام بین الملل،تهران:موسسه اندیشه سازان نور،۱۳۸۲،ص۱۳۰.- [۱۳]
بیانات در دیدار با کارگزاران نظام و قشرهای مختلف مردم۱۱/۶/۱۳۸۴. – [۱۴]
بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰. – [۱۵]
بیانات در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی۹/۶/۱۳۹۰. – [۱۶]
[۱۷] – نجاتی حسینی،محمود ،جهانی شدن امپریالیسم فرهنگی و اسلام سیاسی در خاورمیانه ،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال۱۵،شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۷،ص۸۴.
– ولترنیگ،رابرت،ریشه های محبوبیت اسلامگرایان،ترجمه سعید گلکار،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال۱۱،شماره۲،تابستان۱۳۸۴،ص۱۱۲.[۱۸]
– بیانات در اجلاس بیدرای اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.[۱۹]
– همان.[۲۰]
– خطبه های های نماز جمعه۱۵/۱۱/۱۳۸۹[۲۱]
– بیانات در جمع سفرا و نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از کشور۷/۱۰/۱۳۹۰. [۲۲]
– بیانات در بین مسئولین نظام در عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰.[۲۳]
– قوام، عبدالعلی ، روابط بین الملل ، نظریه ها و رویکرد ها ، تهران:سمت،۱۳۸۴،ص۱۲۲.[۲۴]
– مطهری،مرتضی،نهضت های صد ساله اخیر،تهران:انتشارات صدرا،چاپ۲۵،۱۳۷۷،ص۶۱.[۲۵]
– بیانات در دیدار با مسئولین نظام در عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰.[۲۶]
– بیانات در حرم مطهر رضوی۱/۱/۱۳۹۰.[۲۷]
– خطبه نماز جمعه(خطبه عربی،خطاب به ملتهای منطقه)۱۵/۱۱/۱۳۸۹.[۲۸]
[۲۹] – اسدی،علی و طهمورث غلامی،واکاوی بنیادگرائی اسلامی در خاورمیانه،فصلنامه اطلاعات سیاسی واقتصادی، سال۲۵، شماره۲۸۳، بهار۱۳۹۰،صص۴۶-۴۷
[۳۰] – سجادپور،محمد کاظم،گزارش هشتمین اجلاس خاورمیانه موسسه کوربر،ماهنامه رویدادها و تحلیل ها،سال۲۵،شماره۲۵۵،ص۱۷.
[۳۱] – کپل،ژیل،پیامبر و فرعون،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۸۲،ص۷.
[۳۲] – بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم اسلام(ص)۲/۱۲/۱۳۸۹.
[۳۳] – پیام به کنگره عظیم حج۵/۹/۱۳۸۸.
[۳۴] – خطبه های نماز جمعه۱۵/۱۱/۱۳۸۹.
[۳۵] – بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰.
[۳۶] – ولایتی،علی اکبر،بیداری اسلامی،تهران:بی نا،۱۳۹۰،صص۱۳-۱۴.
[۳۷] – برای آگاهی بیشتر از جنبشهای ذکر شده و زمینه های تاریخی و تحلیل نظری این جنبش ها رجوع شود به کتاب جنبشهای اسلامی معاصر نوشته سید احمد موثقی.
[۳۸] – بیانات در اجلاس بین المللی بیدرای اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۳۹] – خطبه های نماز جمعه۱۵/۱۱/۱۳۸۹.
[۴۰] – سخنرانی در دیدار با مسئولان نظام و میهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم دهه فجر در سالروز عید مبعث۱۳/۱۱/۱۳۷۰.
[۴۱] – دکمجیان ،همان،ص۳۹۱.
[۴۲] – همان،صص۳۸۰-۳۸۲.
[۴۳] – بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم(ص)۲/۱۲/۱۳۸۹.
[۴۴] – امه طلب،مصطفی،غفلت غربی و بیداری اسلامی:دو حرکت متعارض در دنیای معاصر،فصلنامه ۱۵ خرداد،سال۴،دوره ۳، تابستان۱۳۸۶،ص۱۳۹.
[۴۵] – الغنوشی،راشد،حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلامی،ترجمه هادی خسرو شاهی،تهران:موسسه اطلاعات،چ اول،۱۳۷۲،ص۶۵.
[۴۶] – Menashri،David،The Iranian Revolution and the Muslim World،West view Press،England،۱۹۹۰،p۸.
[۴۷] –Esposito،John،Political Islamic،Rienner Publishers،New York،P۱۲۲.
[۴۸] – الغنوشی،همان،ص۶۹.
[۴۹] – حشمت زاده،محمد باقر،تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی،تهران:پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،چاپ چهارم،۱۳۸۷،صص۷۳-۷۴.
[۵۰] – بیانات در دیدار با جمعی از دانشجویان ۱۹/۵/۱۳۹۰.
[۵۱] – دیدار با کارکنان و خانواده نیروهای دریائی ارتش و سپاه در بندر عباس۱/۵/۱۳۹۰.
[۵۲] – بیانات در دیدار با جمعی از شعرا۲۴/۵/۱۳۹۰.
[۵۳] – کپل،همان،ص۱۱.
[۵۴] – بیانات در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره)۱۴/۳/۱۳۸۸.
[۵۵] – بیانات در دیدار با کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی۶/۲/۱۳۸۴.
[۵۶] – اسپوزیتو،جان.ال،انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن،ترجمه محسن مدیر شانه چی،تهران:انتشارات باز،چ۲،۱۳۸۶،ص۳۳۲.
[۵۷] – ولایتی،همان،ص۳۸.
[۵۸] – صدیقی،کلیم،نهضتهای اسلامی و انقلاب اسلامی ایران،ترجمه هادی خسرو شاهی،تهران :انتشارات اطلاعات،۱۳۷۹،صص۶۶-۶۷.
[۵۹] – بیانات در جمع مسئولان وزارت امور خارجه۲۵/۵/۱۳۸۳.
[۶۰] – بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۶۱] – گنجی،عبدالله،موج سوم بیداری اسلامی،تهران: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور،۱۳۸۸،ص۱۵.
[۶۲] – مطهری،همان،ص۱۳.
[۶۳] – ولایتی،همان،ص۱۳.
[۶۴] – بیانات در دیدار با مردم فارس۳/۲/۱۳۹۰.
[۶۵] – بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۳/۲/۱۳۹۰.
[۶۶] – بیانات در جمع مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم(ص)۲/۱۲/۱۳۹۰.
[۶۷] – دهشیار،حسین،بهار عربی:شورش بر مدرنیته وارداتی، اطلاعات سیاسی اقتصادی،سال۲۵،بهار۱۳۹۰،شماره۲۸۳،ص۹.
[۶۸] – دهشیار،حسین،جهان عرب:بنیادهای داخلی و بین المللی؛ بی ثباتی پر دامنه،اطلاعات سیاسی و اقتصادی، سال۲۵، ۲۸۴، تابستان۱۳۹۰، شماره۲۸۴، ص۱۶.
[۶۹] – امه طلب،همان.
[۷۰] – لوئیس،همان،ص۲۲۰.
[۷۱] – دکمجیان،همان،ص۴۱۴.
[۷۲] – پاشاپور،همان،ص۱۳۹.
[۷۳] – بیانات در دیدار با معلمان و کارگران۱۰/۲/۱۳۸۲.
[۷۴] – دکمجیان،همان،ص۴۰۷.
[۷۵] – بیانات به مناسبت بیستمین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی۱۴/۳/۱۳۸۸.
[۷۶] – بیانات در دیدار پایگاه نیروی دریائی ارتش در بندرعباس۱/۵/۱۳۹۰.
[۷۷] – اسماعیلی،حمیدرضا،القاعده از پندار تا پدیدار،تهران:اندیشه سازان نور،۱۳۸۶،ص۴۱.
[۷۸] – خطبه نماز عید فطر۱۰/۷/۱۳۸۷.
[۷۹] – بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۸۰] – بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم (ص)۲/۱۲/۱۳۸۹.
[۸۱] – دکمجیان،همان،ص۶۶.
[۸۲] – لوئیس،همان،ص۲۲۳.
[۸۳] – بیانات در کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین۹/۷/۱۳۹۰.
[۸۴] – گنجی،همان،صص۹۲-۹۴.
[۸۵] – بیانات در دیدار با مردم فارس۳/۲/۱۳۹۰.
[۸۶] – بیانات ‌در دیدار مهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام(ره)۱۳/۳/۱۳۷۱.
[۸۷] – بیانات در دیدار با مسئولان در میلاد پیامبر اکرم(ص)۲/۱۲/۱۳۸۹
[۸۸] – بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۸۹] – بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰،بیانات در حرم مطهر حضرت امام خمینی۱۴/۳/۱۳۹۰وبیانات در حرم مطهر رضوی۱/۱/۱۳۹۰.
[۹۰] – بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۹۱] – بیانات در جمع مسئولین نظام و سفرای کشورهای اسلامی۹/۶/۱۳۹۰.
[۹۲] – بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز مبعث پیامبر اکرم(ص)۹/۴/۱۳۹۰.
[۹۳] – دهشیار ، جهان عرب:بنیادهای داخلی و بین المللی؛ بی ثباتی پر دامنه،همان،ص۱۵.
[۹۴] – دکمجیان،همان،ص۶۴.
[۹۵] – سجادپور،همان.
[۹۶] – سردار نیا،خلیل الله، موانع عدم پیشبرد دموکراسی سازی در شیخ نشینهای خلیج فارس،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال۱۶،شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۸،ص۷-۸.
[۹۷] – یوسف احمد،احمد،جهان عرب در ابتدای قرن بیست و یکم،ترجمه محمود موسوی بجنوردی،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۸، شماره۳، پائیز۱۳۸۰،ص۱۱۵.
[۹۸] – بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی.
[۹۹] – همان.

نظر دهید !!!

نظر شما برای “مفهوم بیداری اسلامی و ریشه های آن از نگاه مقام معظم رهبری”

 قالب وردپرس